سلام روزگار.... (ازدست عزیزان چه بگویم گله ای....)
| ||
|
من پذيرفتم شكست خويش را پندهاي عقل دورانديش رامنپذيرفتم كه عشق افسانه است اين
دل درداشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشتكنم در فراموشي هم اغوشت كنم مي روم از
رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم ازاد باش ارزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را...........
موضوعات مرتبط: مطالب عاشقانه، ، برچسبها: گريه گن اي عشق روحم تير خورد سايه ي احساس من شمشير خورد شوخ چشمي بي شكيبم كرده است باخودم حتي غريبم كرده است شوخ چشم است و دلم در چنگ اوست هر چه هست از چشم بر نيرنگ اوست دام هر صياد شد اهوي دشت اي دل شوريده ديدي برنگشت اي دل شوريده مستي ميكني باز هم شبنم برستي ميكني اي دل من اي دل بي بند و بار عشق يعني غم يعني اتنظار عشق خونت را دواتت ميكنم شاه باشي مات ماتت ميكنم موضوعات مرتبط: شعر، ، برچسبها: میروم این بار دیگر٫ بودنی در کار نیست موضوعات مرتبط: شعر، ، برچسبها: بذار خیال کنم هنوز
ترانه هامو میشنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی بذار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که میشه یاد من میفتی تویی که قصه ی طلوع عشق رو گفتی و دوست دارمو نگفتی بذار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش اونی که وقتی تنهایی پر میشی از خاطره هاش اونکه هنوز دوسش داری اونکه هنوز هم نفسه بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی اگر چه بی خیالمی اگر چه بی خیالمی
بذار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که میشه یاد من میفتی تویی که قصه ی طلوع عاشق گفتی و دوست دارمو نگفتی.................
موضوعات مرتبط: شعر، ، برچسبها: شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم موضوعات مرتبط: مطالب عاشقانه، ، برچسبها: یه روز اسیر هم شدیم
بدون هیچ خط و نشون قرار بودش مثال مرغ ماها بسازیم آشیون تموم لحظه های ما گرفته بود رنگ خوشی قرارمون این نبودش که از همدیگه جدا بشیم چه روزگار خوبی بود وقتی کنار هم بودیم با اینکه سرنوشت نذاشت چه بی قرار هم بودیم دارم میگم برای تو که بودی تنها دلخوشیم چه قول هایی بهم دادیم که پیر به پای هم بشیم ...... موضوعات مرتبط: شعر، ، برچسبها: هر چي دلت ميخواد بگو
موضوعات مرتبط: شعر، ، برچسبها: ادامه مطلب وقتی به هم رسیدیم .
هر دو شکسته ،
هر دو خسته ،
هر دو بال و پربسته ،
هر د و زخمی از این زمونه .
خاطرات خوش ِ تمام شده ،
از جلوی چشمت می گذره .
من از سر خط تو شروع کردم ،
با بهار.
من فراموش کردم .
آغاز کردم .
ولی باز اندیشه پلید « ترس از پایان » ،
می آزارد مرا .
شاید دوباره شکستن .
شاید مرگ ...
ولی مینویسم از سر خط .
اما ...
برای تو سخت است ،
از سر خط نوشتن .
حتی از روی خط من نوشتن .
شاید ترس از تکرار پایان .
منم مثل تو ،
زخم خورده ،
درد کشیده ،
تنها و تنها ...
چیزی در من می جوشد .
تو را فرا می خواند .
به نوشتن از سر خط .
به خط کشیدن روی نوشته های شکسته ،
به مرگ سپردن خاطرات ترک خورده ،
به نوشتن با یک دل شکسته ولی پیوسته .
من نوشتم از سر خط دفتر تازه ،
خط کشیدم روی نوشته های شکسته ،
به مرگ سپردم خاطرات ترک خورده را ،
می نویسم با یک دل شکسته ولی پیوسته .
به ندای قلبی من گوش کن .
شروع کن .
حالا نوبت توست .
سر خط دفتر تازه منتظرم ...!
66
موضوعات مرتبط: شعر، ، برچسبها: با تو ای همدرد ، ای عشق موضوعات مرتبط: مطالب عاشقانه، ، برچسبها: کجا بودی وقتی برات شکستم
یخ زده بود شاخه گلم تو دستم
کجا بودی وقتی غریبی و درد
داشت من تنهارو دیوونه می کرد
کجا بودی وقتی تورو می خواستم
که دستات اروم بشینه تو دستم
کجا بودی وقتی که گریه کردم
از تو به اسمون گلایه کردم
کجا بودیببینی من می سوزم
عین چشات سیاهه رنگ روزم
کجا بودی تشنه ی چشماتبودم
نبودی من عاشق دنیات بودم
کجا بودیوقتی دیوونت بودم
وقتی که بیقرار شونت بودم
کجا بودیوقتی که پرپر شدم
سوختم و ازغمت خاکستر شدم
کجا بودیببینی خستگیمو
آب شدن شمعهای زندگیمو
کجا بودیوقتی که اشکام می ریخت
خون جای گریه ازتو چشمام می ریخت
کجا بودی وقتیکه آبروم مرد
امــا به خـاطر چشات قسم خـورد
کجا بودی نگاه به در سفید شد
هر کی به جز من از تو ناامید شد
کجا بودی وقتی دعای داغم
میزد به سقف کوچیک اتاقم
کجا بودی وقتی صدات میکردم
به آسمون رسید صدای دردم
کجا بودی من از خودم گذشتم
هر جا بگی رو٬ دنبال تو گشتم
کجا بودی که از نفس افتادم
روزی یه بار زنده شدم ٬ جون دادم
کجا بودی ببینی بی ستارم
ببینی جز تو کسی رو ندارم
غم نبودنت مث آتیشه
تو این دو خط ترانه جا نمیشه
موضوعات مرتبط: شعر، ، برچسبها: حتما بخونید بخصوص کسانی که دنبال روابط خیابانی هستند با چند دختر جوان رابطه خیابانی داشتم و آنها را با وعده های دروغین خام كرده بودم. من همیشه نصیحت های مادرم را به مسخره می گرفتم و می گفتم مرا به حال خود بگذارید تا روزهای خوش جوانی ام را سپری كنم و ...! اما راست می گویند كه دست روی دست بسیار است چون با موضوعی روبه رو شدم كه فهمیدم پاكی و عفت بهترین و گران بهاترین گوهر وجود آدمی است. موضوعات مرتبط: خواندنی ، ، برچسبها: [ 21 / 7 / 1390برچسب:فیلم سکسی" فیلم سکسی که پسری را متحول کرد " عاقبت دوستی های خیابانی " دست بالای دست بسیار است ", ] [ 1:35 PM ] [ meysam ]
صفحه قبل 1 ... 85 86 87 88 89 ... 120 صفحه بعد
|
|
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |